بیماری پارکینسون(Parkinson’s Disease) یا PD، برای اولین بار توسط دانشمند بریتانیایی دکتر جیمز پارکینسون(James Parkinson) در سال ۱۸۱۷ میلادی توصیف شد و بنابراین نام این بیماری به او تعلق یافت. این بیماری همان لرزش در وضعیت استراحت است که شیوع آن بیشتر در سنین پیری است اما در جوانان هم دیده میشود شیوع آن در تمام مناطق دنیا یکسان است یعنی درصد شیوع بیماری با تغییر در منطقه خیلی فرق نمیکند. بطور کلی این بیماری بر اثر از بین رفتن سلولهای ترشح کننده مادهای به نام دوپامین(که یک انتقال دهنده عصبی است) رخ میدهد. افزایش نسبت استیل کولین به دوپامین در عقده های قاعده ای مغز موجب علائم ترمور (لرزش بدن)، سفتی عضلات و کندی حرکات میشود.
بیماری پارکینسون یکی از شایعترین اختلالات عصبی پیشرونده است که بیشتر با لرزش دستها شناخته میشود، اما واقعیت این است که این بیماری فقط به لرزش محدود نیست و میتواند بر حرکت، تعادل، خواب و حتی خلقوخو تأثیر بگذارد. بسیاری از افراد زمانی متوجه پارکینسون میشوند که علائم حرکتی شروع شده، در حالی که تغییرات مغزی سالها قبل از آن آغاز شده است. آشنایی دقیق با این بیماری کمک میکند علائم زودتر تشخیص داده شوند و روند درمان بهتر مدیریت شود.
پارکینسون یک بیماری مربوط به سیستم عصبی مرکزی است که در آن سلولهای تولیدکننده دوپامین در بخشی از مغز به نام سوبستانسیا نیگرا(Substantia nigra) بهتدریج از بین میروند. دوپامین مادهای شیمیایی است که به کنترل حرکات بدن کمک میکند؛ کاهش این ماده باعث بروز علائم حرکتی مانند کندی حرکت و لرزش میشود. این بیماری معمولاً بهآرامی پیشرفت میکند و اغلب در سنین بالای ۶۰ سال تشخیص داده میشود، هرچند در برخی افراد ممکن است زودتر نیز شروع شود.
پارکینسون یک بیماری مسری نیست و از فردی به فرد دیگر منتقل نمیشود. همچنین در حال حاضر درمان قطعی برای آن وجود ندارد، اما با تشخیص بهموقع و درمان مناسب میتوان علائم را کنترل کرد و کیفیت زندگی بیمار را تا حد زیادی حفظ نمود. نکته مهم این است که پارکینسون در هر فرد میتواند علائم و روند متفاوتی داشته باشد؛ برخی بیماران سالها با علائم خفیف زندگی میکنند و برخی دیگر نیاز به مراقبتهای بیشتری دارند. بهطور کلی، این بیماری بر چند بخش اصلی بدن و عملکردها اثر میگذارد:
وقتی فردی با لرزش دست یا کندی حرکت به پزشک مراجعه میکند، یکی از اولین سؤالها این است: «چرا به پارکینسون مبتلا شدم؟» واقعیت این است که در بیشتر موارد، یک علت واحد و مشخص برای بیماری پارکینسون وجود ندارد. این اختلال نتیجه مجموعهای از عوامل ژنتیکی، محیطی و افزایش سن است که بهتدریج باعث آسیب سلولهای عصبی تولیدکننده دوپامین در مغز میشوند. مهمترین عوامل مؤثر در بروز پارکینسون عبارتاند از:
۱. افزایش سن
سن مهمترین عامل خطر است. احتمال ابتلا بعد از ۶۰ سالگی بیشتر میشود، زیرا سلولهای عصبی با افزایش سن حساستر و آسیبپذیرتر میشوند.
۲. عوامل ژنتیکی
درصد کمی از بیماران(حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد) سابقه خانوادگی دارند. برخی جهشهای ژنی میتوانند خطر ابتلا را افزایش دهند، اما حتی در این افراد نیز عوامل محیطی نقش دارند.
۳. عوامل محیطی و شغلی
قرار گرفتن طولانیمدت در معرض برخی سموم مانند آفتکشها، فلزات سنگین یا مواد شیمیایی صنعتی ممکن است خطر ابتلا را افزایش دهد. این موضوع بیشتر در افرادی دیده میشود که در محیطهای کشاورزی یا صنعتی کار میکنند.
۴. جنسیت
پارکینسون در مردان کمی شایعتر از زنان است، هرچند علت دقیق این تفاوت هنوز مشخص نیست.
۵. آسیبهای مغزی
ضربههای مکرر به سر یا آسیبهای مغزی شدید میتوانند در برخی افراد خطر بروز علائم پارکینسونی را افزایش دهند.
نکته مهم این است که وجود یک عامل خطر بهمعنای ابتلای قطعی نیست. بسیاری از افراد با عوامل خطر بالا هرگز به پارکینسون مبتلا نمیشوند و برعکس، برخی بیماران هیچ عامل شناختهشدهای ندارند. شناخت این عوامل بیشتر به پیشگیری نسبی، تشخیص زودهنگام و مراجعه بهموقع به پزشک کمک میکند. اگر فردی علائم اولیه مانند لرزش خفیف، کندی حرکت یا کاهش بویایی را تجربه کند، بررسی تخصصی توسط پزشک مغز و اعصاب میتواند در تشخیص و شروع درمان بسیار موثر باشد.
پارکینسون بر اساس دو علامت یا بیشتر از چهار علامت اصلی بیماری مشخص میشود. ارتعاش و لرزش دست و پا در حالت استراحت، کندی حرکات، سختی و خشک شدن دست و پا و بدن و نداشتن تعادل این چهار علامت اصلی را تشکیل میدهند. در مراحل اولیه بیماری، ارتعاش اندام ملایم و معمولاً در یک طرف بدن وجود دارد و احتیاجی نیز به درمان ندارد اما با پیشرفت بیماری فردی که دست لرزان خود را در جیب یا پشت خود پنهان میکند یا چیزی را برای کنترل ارتعاش مدام در دست میگیرد، دیگر قادر به پنهان کردن لرزشهای شدید اندام به ویژه به هنگامی که میخواهد تمرکز بیشتری به خود دهد نیست.
چهار علامت شایع بیماری ارتعاش دست و پا در حالت استراحت(لرزش بیمار همزمان با ارتعاش دست و پا در حالت استراحت) آرام شدن حرکت(برادیکینسیا/Bradykinesia) سختی حرکت(و خشک شدن) دست و پا یا بدن، تعادل بد(تعادل ضعیف) در حالی که دو یا بیشتر از این علایم در بیمار دیده شود، مخصوصاً وقتی که در یک سمت بیشتر از سمت دیگر پدیدار شود، تشخیص پارکینسون داده میشود مگر اینکه علایم دیگری همزمان وجود داشته باشد که بیماری دیگری را نمایان کند.
بیمار ممکن است در اوایل، بیماری را با لرزش دست و پا یا با ضعیف شدن حرکت احساس کند و دریابد که انجام هر کاری بیشتر از حد معمول طول میکشد و یا اینکه سختی و خشک شدن حرکت دست و ضعف تعادل را تجربه میکند. معمولاً علایم پارکینسون ابتدا در یک سمت بدن پدیدار میشوند و با گذشت زمان به سمت دیگر هم راه پیدا میکنند. تغییراتی در حالت صورت و چهره روی میدهد، از جمله ثابت شدن(fixation) حالت صورت(ظاهراً احساسات کمی بر چهره نمایان میشود) و یا حالت خیرگی چشم(به دلیل کاهش پلک زدن).
علاوه بر اینها، خشک شدن شانه یا لنگیدن پا در سمت تحت تاثیر قرار گرفته عوارض دیگر این بیماری است. افراد مسن ممکن است نمایان شدن یک به یک این نشانههای پارکینسون را به تغییرات افزایش سن ربط بدهند، ارتعاش را به عنوان “لرزش” بدانند، برادیکنسیا را به “آرام شدن عادی” و سفت شدن عضلات را به “آرتروز” ربط بدهند. حالت قوز (stooped) این بیماری را هم خیلی از این افراد به سن یا پوکی استخوان(osteoporosis) ربط میدهند. علاوه بر علائم مشخص ذکر شده در بالا، افراد مبتلا به پارکینسون ممکن است مشکلات دیگری مرتبط با این بیماری را تجربه کنند. این موارد ممکن است شامل موارد زیر باشد:
افسردگی یا اضطراب، ممکن است در مراحل اولیه بیماری، حتی قبل از شروع مشکلات حرکتی، رخ دهد.
مشکلات بلع و جویدن ممکن است در مراحل بعدی بیماری رخ دهد. غذا و بزاق ممکن است در دهان و پشت گلو جمع شود و منجر به خفگی یا آبریزش دهان شود. دریافت مواد مغذی کافی برای افرادی که در مراحل بعدی بیماری پارکینسون هستند، میتواند دشوار باشد.
اکثر افراد مبتلا به پارکینسون مشکلات گفتاری دارند که ممکن است شامل صحبت کردن آرام یا یکنواخت باشد. برخی افراد ممکن است قبل از صحبت کردن تردید داشته باشند. آنها همچنین ممکن است نامفهوم صحبت کنند یا خیلی سریع صحبت کنند.
در بیماری پارکینسون، سیستم عصبی خودکار که حرکات و عملکردهایی را که نیازی به فکر کردن به آنها نداریم کنترل میکند، به طور عادی کار نمیکند. این میتواند باعث مشکلات مثانه و روده شود.
افراد مبتلا به پارکینسون ممکن است چربی صورتشان، به ویژه در پیشانی و کنارههای بینی، افزایش یابد. پوست سر نیز ممکن است چرب شود و در نتیجه شوره سر ایجاد شود. در موارد دیگر، پوست میتواند بسیار خشک شود یا فرد دچار تعریق بیش از حد شود.
مشکلات رایج خواب در بیماری پارکینسون شامل مشکل در خوابیدن در شب، خواب ناآرام، کابوس و رویاهای عاطفی و خوابآلودگی یا به خواب رفتن ناگهانی در طول روز است. یکی دیگر از مشکلات رایج، اختلال رفتار خواب REM است که در آن افراد رویاهای خود را به نمایش میگذارند. این ممکن است منجر به آسیب به خود یا شریک زندگیشان شود. داروهایی که برای درمان بیماری پارکینسون استفاده میشوند ممکن است در برخی از مشکلات خواب نقش داشته باشند.
برخی از افراد مبتلا به پارکینسون دچار مشکلات حافظه و کند شدن تفکر میشوند. مشکلات شناختی در مراحل پایانی پارکینسون شدیدتر میشوند و برخی از افراد مبتلا به زوال عقل ناشی از بیماری پارکینسون تشخیص داده میشوند. حافظه، مهارتهای بینایی-فضایی، توجه، زبان، استدلال یا سایر مهارتهای ذهنی و شناختی ممکن است تحت تاثیر قرار گیرند.
افت فشار خون وضعیتی به افت ناگهانی فشار خون هنگام بلند شدن فرد از حالت درازکش یا نشسته گفته میشود. این حالت ممکن است باعث سرگیجه، سبکی سر و در موارد شدید، از دست دادن تعادل یا غش شود.
سفتی و عدم حرکت طبیعی مرتبط با پارکینسون اغلب باعث گرفتگی عضلات، به خصوص در پاها و انگشتان پا میشود. پارکینسون همچنین میتواند با دیستونی - انقباضات پایدار عضلات که باعث موقعیتهای اجباری یا پیچ خورده میشوند - مرتبط باشد.
افراد مبتلا به پارکینسون ممکن است به دلیل سفتی و وضعیتهای غیرطبیعی بدن در اثر این بیماری، در عضلات و مفاصل خود درد و ناراحتی داشته باشند.
بسیاری از افراد مبتلا به پارکینسون اغلب دچار خستگی میشوند، به خصوص در اواخر روز. خستگی ممکن است با افسردگی یا اختلالات خواب مرتبط باشد، اما ممکن است ناشی از مشکلات کنترل حرکتی مانند مشکل در شروع یا انجام حرکت، لرزش یا سفتی نیز باشد.
از آنجا که بیماری پارکینسون بر سیگنالهای عصبی مغز تأثیر میگذارد، میتواند باعث اختلال عملکرد جنسی شود. افسردگی مرتبط با بیماری پارکینسون یا استفاده از داروهای خاص نیز ممکن است باعث کاهش میل جنسی و سایر مشکلات شود.
در مراحل اولیه، علائم ممکن است در یک سمت بدن و بهصورت خفیف ظاهر شوند. نشانههایی که میتوانند هشداردهنده باشند عبارتاند از:
این علائم لزوماً به معنی پارکینسون نیستند، اما اگر بهتدریج پیشرفت کنند یا چند مورد همزمان وجود داشته باشد، نیاز به بررسی تخصصی دارند. تشخیص این بیماری بیشتر بر پایه معاینه بالینی توسط متخصص مغز و اعصاب انجام میشود. پزشک با بررسی حرکات، تون عضلانی، تعادل و سابقه علائم به تشخیص نزدیک میشود. آزمایش خون یا تصویربرداری مغز معمولاً برای رد سایر بیماریها درخواست میشود، نه برای تأیید قطعی پارکینسون.
چه زمانی باید به پزشک مراجعه کرد؟
در شرایط زیر بهتر است ارزیابی پزشکی انجام شود:
مراجعه زودهنگام به معنای تشخیص قطعی بیماری نیست، اما کمک میکند اگر پارکینسون یا اختلال مشابهی در حال شروع باشد، درمان دارویی و توانبخشی در زمان مناسب آغاز شود. در بسیاری از بیماران، پیگیری منظم و شروع درمان در مراحل اولیه میتواند روند پیشرفت علائم را کندتر کرده و کیفیت زندگی را برای سالها حفظ کند.
تشخیص بیماری پارکینسون معمولاً زمانی مطرح میشود که فرد دچار لرزش، کندی حرکت یا سفتی عضلات شده است. با این حال، برخلاف بسیاری از بیماریها، آزمایش واحدی وجود ندارد که بهتنهایی پارکینسون را قطعی نشان دهد. تشخیص بیشتر بر اساس معاینه بالینی و بررسی دقیق علائم توسط متخصص مغز و اعصاب انجام میشود و آزمایشها نقش تکمیلی دارند.
مرحله اول: ارزیابی بالینی توسط پزشک
پزشک با گرفتن شرححال دقیق و معاینه عصبی، به دنبال علائم اصلی میگردد:
پزشک همچنین بررسی میکند که علائم از چه زمانی شروع شدهاند، در یک سمت بدن هستند یا دوطرفه، و آیا با مصرف برخی داروها بهتر میشوند یا نه. پاسخ به داروی لوودوپا میتواند در تأیید تشخیص کمککننده باشد.
آزمایشها و بررسیهای کمکی
این آزمایشها برای تأیید مستقیم پارکینسون نیستند، بلکه برای رد بیماریهای مشابه یا کمک به تشخیص دقیقتر استفاده میشوند:
1. تصویربرداری مغز(MRI یا CT اسکن)
برای رد تومور، سکته مغزی یا سایر بیماریهای ساختاری مغز انجام میشود.
2.اسکن هستهای مغز(DaTscan)
در برخی موارد خاص، این اسکن میتواند کاهش فعالیت دوپامین در مغز را نشان دهد و به تمایز پارکینسون از لرزشهای غیر پارکینسونی کمک کند.
3. آزمایش خون
برای رد اختلالات متابولیک، تیروئیدی یا عفونتها که ممکن است علائمی شبیه پارکینسون ایجاد کنند.
4. ارزیابیهای عملکردی
بررسی تعادل، راه رفتن، قدرت عضلات و مهارتهای حرکتی ظریف برای ثبت شدت بیماری انجام میشود.
چه زمانی آزمایش لازم است؟
اگر علائم کلاسیک پارکینسون وجود داشته باشد، ممکن است پزشک بدون نیاز به آزمایشهای پیچیده تشخیص را مطرح کند. اما در موارد زیر بررسیهای تکمیلی بیشتر انجام میشود:
تشخیص دقیق پارکینسون نیازمند ارزیابی تخصصی و پیگیری دورهای است. مراجعه زودهنگام به متخصص مغز و اعصاب و انجام آزمایشهای لازم کمک میکند بیماری در مراحل اولیه شناسایی شود و درمان مناسب برای کنترل علائم و حفظ کیفیت زندگی آغاز گردد.
این بیماری درمان قطعی ندارد اما داروهایی برای بهبود و مدیریت شرایط بیمار تجویز میشود. البته نقش کاردرمانی و فیزیوتراپی در این زمینه بسیار زیاد است زیرا مانع پیشرفت بیماری و محدودیت عملکرد میشود. تحقیقات جدید نشان داد خوردن مواد غذایی مانند فلفل و گوجه فرنگی به دلیل داشتن آلکالوئیدها که ساختمانی شبیه نیکوتین دارند به کاهش پارکینسون منجر میشود. خوردن موادغذایی حاوی(حتی مقدار کم) نیکوتین، مانند فلفل و گوجه فرنگی، ممکن است خطر ابتلا به بیماری پارکینسون را کاهش دهد.
مصرف سبزیجات به طور کلی بر خطر ابتلا به بیماری پارکینسون تأثیر نمیگذارد، اما مصرف سولاناسه(بادمجان، سیب زمینی) خوراکی -خانواده گیاه گلدار با برخی از گونههای تولید غذاهایی که منابع خوراکی از نیکوتین هستند- خطر ابتلا به بیماری پارکینسون را کاهش داده است. این تحقیقات همچنین نشان داد که فلفل در کاهش بیماری پارکینسون قویتر عمل کرده است. در این مورد سیگار و قلیان که منبع سرشار از نیکوتین هستند کمک قابل توجهی برای پیشگیری از این بیماری میکنند.
ولی به دلیل خطر ابتلا به بیماریهای خطر ناک دیگر که توسط سیگار و قلیان در بدن ایجاد میشود، استفاده از این دخانیات توصیه نمیشود. علت این اختلال در اغلب موارد ناشناخته است . بعضی موارد آن ناشی از داروهایی نظیر فنوتیازین ها؛ آسیب مغزی ؛ تومورها؛ آنسفالیت پس از آنفلوانزا؛ عفونت با ویروس های دارای رشد آهسته ؛ یا مسمومیت با مونوکسید کربن (احتمالاً) می باشد. ژن LRRK2 شایعترین علت ژنتیکی هر دو نوع خانوادگی و غیرقابل پیشبینی پارکینسون است. محققین دانشگاه جان هاپکینز به پروتئینی دست یافتهاند که ممکن است بهترین هدف برای مبارزه با بیماری پارکینسون باشد.
بسیاری از افراد تصور میکنند پارکینسون فقط در اثر افزایش سن ایجاد میشود، اما در عمل مجموعهای از عوامل میتوانند احتمال ابتلا را بیشتر کنند. شناخت این عوامل خطر کمک میکند افراد در صورت مشاهده علائم اولیه، سریعتر پیگیری پزشکی انجام دهند و در برخی موارد با اصلاح سبک زندگی، ریسک را کاهش دهند. البته باید توجه داشت که وجود عامل خطر به معنای ابتلای قطعی نیست. اگرچه عوامل افزایش خطر ناشناخته است و تحقیقات آکادمی در کتاب های مرجع ذکر نشده است ولی در چند سال اخیر تحقیقات مختلف احتمال تاثیر موارد زیر را نشان می دهد لازم به ذکر است این تحقیقات در سال۲۰۰۷میلادی(۱۳۸۶شمسی) انجام شده و در سمینارهای پزشکی و مجلات علمی ارائه شده است:
بر اساس گزارش محققان آمریکایی که بر روی۶۰۰بیمار مبتلا به پارکینسون مطالعه کرده بودند، اعلام کردند:حشره کش ها خطر ابتلا به بیماری پارکینسون را افزایش می دهند.محققان آمریکایی پس از مطالعه بر روی۶۰۰بیمار اعلام کردند:افرادی که در معرض حشره کش ها قرار می گیرند۱/۶برابر بیشتر از دیگران در خطر ابتلا به پارکینسون قرار دارند.
مطالعات اخیر نشان دادهاند که رژیمهای غذایی حاوی مقادیر بالای چربیهای اشباع نشده، خطر ابتلا به بیماری پارکینسون را کاهش میدهد. رژیم غذایی مدیترانهای که شامل انواع سبزی، میوه و حبوبات است خطر ابتلا به بیماری پارکینسون را کاهش میدهد. یافتههای جدید محققان نشان میدهد افرادی که از رژیمهای غذایی حاوی مقادیر بالای چربیهای اشباع نشده استفاده میکنند، ۳۰درصد کمتر از کسانی که از این رژیمهای غذایی استفاده نمیکنند به بیماری پارکینسون دچار میشوند.
این چربیهای اشباع نشده در رژیمهای غذایی که شامل انواع سبزی، حبوبات، میوه و روغنهای گیاهی است یافت میشوند. بیماری پارکینسون یک اختلال عصبی تدریجی است که به وسیله کاهش سلولهای مغزی تولید کننده دوپامینهای شیمیایی به وجود میآید. نبود این سلولها منجر به از دست دادن کنترل ماهیچههای صاف و لرزش های غیرقابل کنترل میشود.
آلزایمر، بیماری فراموشی است، بیماری که دراثر آن فرد قدرت تفکرش را از دست داده و نزدیکان خود را به خاطر نمی آورد و گاهی به دلیل ناتوانی در استفاده از ذهن می میرد. طی تحقیقاتی مشخص شد میزان اسید فولیک در خون افراد مبتلا به آلزایمر پایین است و در تحقیق دیگری مشاهده شد مصرف کم سبزیجات سبز رنگ موجب افت اسید فولیک خون و بروز لخته های خونی در مویرگهای مغز و آسیب به بافت مغز می شود که فراموشی را در پی دارد. همچنین کمبود دریافت اسید فولیک به بروز پارکینسون در موش های تحت بررسی در آزمایشگاه انجامید.
اصلیترین عامل خطر، افزایش سن است. شیوع پارکینسون بعد از ۶۰ سالگی بهطور قابل توجهی بیشتر میشود. با بالا رفتن سن، سلولهای عصبی تولیدکننده دوپامین حساستر و مستعد تخریب میشوند.
مطالعات نشان دادهاند پارکینسون در مردان کمی شایعتر از زنان است. تفاوتهای هورمونی و ژنتیکی ممکن است در این موضوع نقش داشته باشند.
اگر یکی از بستگان درجه یک(مانند پدر، مادر یا خواهر و برادر) مبتلا به پارکینسون باشد، خطر ابتلا کمی افزایش مییابد. برخی جهشهای ژنی شناخته شدهاند که با این بیماری ارتباط دارند، هرچند بیشتر موارد پارکینسون ارثی نیستند.
تماس طولانیمدت با آفتکشها، علفکشها، فلزات سنگین یا مواد شیمیایی صنعتی میتواند خطر آسیب به سلولهای عصبی را افزایش دهد. این موضوع در برخی مشاغل کشاورزی و صنعتی اهمیت بیشتری دارد.
ضربههای شدید یا مکرر به سر، بهویژه در ورزشهای پربرخورد یا حوادث، میتوانند در درازمدت خطر بروز علائم پارکینسونی را افزایش دهند.
اختلالات خواب خاص(مانند اختلال رفتار در خواب REM)، یبوست مزمن، کاهش بویایی و بیتحرکی طولانیمدت از مواردی هستند که در برخی مطالعات بهعنوان عوامل مرتبط با افزایش خطر مطرح شدهاند. این موارد بهتنهایی علت بیماری نیستند، اما میتوانند نشانههای هشدار اولیه باشند.
پارکینسون یک بیماری تدریجی است؛ یعنی علائم آن معمولاً بهآرامی و طی سالها پیشرفت میکنند. بسیاری از بیماران در ابتدا با نشانههای خفیف و یکطرفه روبهرو هستند و بهمرور زمان ممکن است علائم گستردهتر شوند. آشنایی با مراحل پیشرفت بیماری کمک میکند بیمار و خانوادهاش بدانند چه تغییراتی طبیعی است، چه زمانی باید درمانها تنظیم شوند و در چه مرحلهای نیاز به مراقبت بیشتری وجود دارد. پزشکان برای توصیف روند پیشرفت پارکینسون معمولاً از تقسیمبندی پنجمرحلهای استفاده میکنند.
مرحله اول: شروع خفیف و یکطرفه
در این مرحله علائم بسیار خفیفاند و معمولاً فقط یک سمت بدن را درگیر میکنند.
در این مرحله فرد معمولاً فعالیتهای روزمره را بدون مشکل جدی انجام میدهد.
مرحله دوم: درگیری دو طرفه بدن
علائم به هر دو سمت بدن گسترش پیدا میکنند، اما تعادل هنوز بهطور جدی مختل نشده است.
در این مرحله تشخیص بیماری معمولاً قطعیتر میشود و درمان دارویی آغاز یا تنظیم میگردد.
مرحله سوم: اختلال تعادل و کاهش سرعت حرکت
در این مرحله مشکلات تعادلی و کندی حرکت واضحتر میشوند.
فرد هنوز استقلال نسبی دارد اما ممکن است در برخی فعالیتها به کمک نیاز پیدا کند.
مرحله چهارم: محدودیت قابل توجه در فعالیتها
علائم شدیدتر میشوند و انجام کارهای روزمره دشوارتر است.
در این مرحله تنظیم دقیق دارو و توانبخشی اهمیت زیادی دارد.
مرحله پنجم: مرحله پیشرفته
در مراحل پیشرفته، فرد ممکن است برای حرکت به واکر یا ویلچر نیاز داشته باشد.
سرعت پیشرفت بیماری در همه افراد یکسان نیست. برخی بیماران سالها در مراحل اولیه باقی میمانند و با درمان مناسب زندگی فعالی دارند. پیگیری منظم پزشکی، مصرف صحیح داروها، فیزیوتراپی، ورزش و حمایت خانواده میتواند روند پیشرفت علائم را کندتر کرده و کیفیت زندگی بیمار را تا حد زیادی حفظ کند.
این بیماری معمولاً روندی آهسته و مزمن دارد و اغلب در سنین بالاتر از ۶۰ سال تشخیص داده میشود، هرچند در برخی افراد زودتر هم بروز میکند. درمانها بیشتر بر کنترل علائم و بهبود کیفیت زندگی متمرکز هستند. پارکینسونیسم یک اصطلاح کلیتر است و به مجموعهای از علائم شبیه پارکینسون گفته میشود، نه یک بیماری واحد. یعنی فرد ممکن است علائمی مشابه پارکینسون داشته باشد، اما علت آن چیز دیگری باشد. از شایعترین علل پارکینسونیسم: عوارض دارویی: برخی داروهای روانپزشکی یا ضدتهوع میتوانند علائم شبه پارکینسون ایجاد کنند.
اختلالات مغزی دیگر: مانند پارکینسونیسم عروقی یا بیماریهای تحلیلبرنده دیگر مغز.محققان دریافتند احتمال تشخیص پارکینسون در سالهای بعدی عمر بیماران مبتلا به دیابت نوع دو،82 درصد بیشتر از افراد عادی است. این خطر برای مردان و زنان مساوی است و مستقل از سایر عوامل خطرزا میباشد. دیابت تا حدودی به دلیل ایجاد اضافه وزن خطر ابتلا به پارکینسون را افزایش میدهد. داشتن اضافه وزن و انجام ندادن کافی حرکات ورزشی با ابتلا به دیابت نوع دو که شیوع آن در سراسر جهان رو به افزایش است، ارتباط دارد. دیابت میتواند به نابینایی، از دست دادن دست و پا، بیماری قلبی و مرگ زودهنگام منجر شود.
جمع بندی
این بیماری در حال حاضر غیرقابل علاج محسوب می گردد. ولی علایم آن با درمان قابل تسکین یا کنترل است. این بیماری طول عمر را چندان کاهش نمی دهد. تحقیقات علمی علل و درمان این بیماری ادامه دارد و این امید وجود دارد که درمان های موثر و نهایتاً علاج برای آن ارائه شود. تحقیقاتی که به بررسی پیوند بافت جنینی برای درمان این اختلال پرداخته اند نوید بخش درمان مؤثری در آینده بودهاند. با این درمان به نظر می رسد سلول های جدید تولیدکننده دوپامین در مغز با پیوند بافتی جنینی تشکیل گردند.
ارسال نظر